پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاه

ملکا مملکت به کام تو باد

ملک هم نام تو به نام تو باد

ساحت آسمان زمین تو گشت

خواجهٔ اختران غلام تو باد

حشمت از حشمت تو محتشم است

همه حشمت ز احتشام تو باد

هرچه قائم به ذات جز اول

همه را قوت از قوام تو باد

مشرق آفتاب ملت و ملک

شرف قصر و طرف بام تو باد

روز می خوردن تو بدر و هلال

خوان نقل تو باد و جام تو باد

تیر چون تیر در هوای تو راست

طرفه چون طرف بر ستام تو باد

اشهب روز و ادهم شب را

پیشه خاییدن لگام تو باد

گرهی کان قضا بنگشاید

سخرهٔ دست اهتمام تو باد

زرهی کان قدر نفرساید

خرقهٔ تیر انتقام تو باد

هرچه در تختهٔ ازل سریست

همه در دفتر و کلام تو باد

هرچه در حربهٔ اجل قهریست

همه در قبضهٔ حسام تو باد

ای چو عنقا ز دام دهر برون

شیر گردون شکار دام تو باد

وی چو کیوان زکام خصم بری

اوج کیوان به زیر کام تو باد

از پی آنکه تا نگردد کند

نصل تقدیر در سهام تو باد

وز پی آنکه تا نگیرد زنگ

تیغ مریخ در نیام تو باد

چشم ایام بر اشارت تست

گوش افلاک بر پیام تو باد

در جهان گر مقیم نیست مقام

ذروهٔ قدر تو مقام تو باد

ور حطام زمانه باقی نیست

نعمت فضل تو حطام تو باد

تا که فرجام صبح شام بود

صبح بدخواه تو چو شام تو باد

در همه کاری از وقار و ثبات

پختهٔ روزگار خام تو باد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاهای عید دین و دولت عیدت خجسته باد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانیاکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاهای به شاهی ز همه شاهان فرد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بودای نمودار سپهر لاجورد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان سنجرتا ملک جهان را مدار باشد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجرگر دل و دست بحر و کان باشد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدومای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در مدح جلال‌الوزراء احمدبن مخلصخیزید که هنگام صبوح دگر آمد
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.