پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح یکی از بزرگان

ای ز کلک توراست کار جهان

صاحب و صدر و افتخار جهان

گوهرت روی کائنات وجود

مسندت پشت شهریار جهان

نظرت حافظ نظام امور

قلمت محور مدار جهان

مسرع عزم تو برید قضا

بارهٔ حزم تو حصار جهان

کار معمار عدل شامل تست

حفظ بیان استوار جهان

هردم از جاه نو شوندهٔ تو

نومرادیست در کنار جهان

خارج از ظل رایت تو نماند

هیچ دیار در دیار جهان

از وقوفت نهان نیارد شد

نه نهان و نه آشکار جهان

جنبش رایت تو داند داد

بکم از هفته‌ای قرار جهان

بر محک جلالت تو زدند

مهر تا کم شد از عیار جهان

گر جهان خواستار تو نبدی

نشدی امن خواستار جهان

گر بداند که اختیار تو چیست

همه آن باشد اختیار جهان

رو که سیمرغ همت تو نشد

به فریب امل شکار جهان

گر نظر کردیی به آفاقش

در میان آمدی کنار جهان

کم کند گر خدای چرخ سخات

بکم از مدتی کنار جهان

دشمنت کز عداد مردم نیست

ناردش چرخ در شمار جهان

کیست او تا چو مردمان بندد

ناقهٔ خویش در قطار جهان

تا سپهر از مدار خالی نیست

بر تو بادا مدار کار جهان

بر مراد تو دار و گیر قضا

بر بساط تو کار و بار جهان

حافظت باد هرکجا باشی

گاه و بیگاه کردگار جهان

بودن اندر جهان شعار تو باد

تا گذشتن بود شعار جهان

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح فیروزشاه گفته و التزام آنچه حضرت سلیمان داشته از مراتب جاه و نعمت نمودهکو آصف جم گو بیا ببین
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمهآیت مجد آیتی است مبین
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیای جهان را جمال و جاه تو زین
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - فخرالدین خالد قطعه‌ای به مطلع زیر به انوری نوشته و او را مدح گفته انوری در جواب فخرالدین قصیدهٔ ذیل را گفته و پسر او را که طفل بوده ستودهو علیک السلام فخر الدین
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - مدح ملک‌الاسخیا ابوالمفاخر امیر فخرالدینافتخار زمان و فخر زمین
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح جلال‌الوزرا مجدالدین علیای جهان خاتم جان‌بخش ترا زیر نگین
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفرصاحب روزگار و صدر زمین
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در مدح ملک عضدالدین طغرل تکینای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.