پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۶

شاها خردت هست به می خوردن یار

شاید که شب و روز همین داری کار

می خوردن تو فلک چو بیند هر بار

خواهد که کند ستارگان بر تو نثار

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸هرگز نشوم من از بت و باده صبور
  2. شمارهٔ ۱۰۹ای شاه کجا گرم کنی بارهٔ بور
  3. شمارهٔ ۱۱۰خستی دل من به غمزه ای بدر منیر
  4. شمارهٔ ۱۱۱گر بخت بلند خواهی و عمر دراز
  5. شمارهٔ ۱۱۲از کوی تو تا کوی من ای شمع طراز
  6. شمارهٔ ۱۱۳چون چشم تو بر دلم شود تیر انداز
  7. شمارهٔ ۱۱۴از جور قد بلند و موی پستش
  8. شمارهٔ ۱۱۵شاهی که به رزم کاویان داشت درفش
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.