پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۱

دلا، ز تخت سلیمان کسی چه یاد دارد

که عاقبت ببرد باد آنچه باد آرد

مگر نسیم قبولم چو غنچه بنوازد

که کار بسته من روی در گشاد آرد

چو آفتاب کسی کو بلند همت شد

ز سنگ خاره برون گوهر مراد آرد

اگر نه مستی عشق آورد فراموشی

بوصل دل ننهد هرکه هجر یاد آرد

به نیم جرعه عیشی که میکشی خوشباش

که گر زیاده کنی دردسر زیاد آرد

منال اهلی از آن مه که در شریعت عشق

گناه از طرف آن بود که داد آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۳عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شد
  2. شمارهٔ ۵۵۴گر نه چاه دقنت عقل زره می فکند
  3. شمارهٔ ۵۵۵هر که آگه ز دل سوخته من باشد
  4. شمارهٔ ۵۵۶بر مرگ رقیبان تو خرم نتوان بود
  5. شمارهٔ ۵۵۷عشق گنجینه اسرار الهی باشد
  6. شمارهٔ ۵۵۸یار برخاست برقص آن قد و قامت نگرید
  7. شمارهٔ ۵۵۹ای تازه گل که بوی خوشت دم ز روح زد
  8. شمارهٔ ۵۶۰آب حیات اگر بسر کوی او رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.