پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۸۹ - فکاهی

به و لله و به با لله و به تا لله

بسی جز کلام الله پر نور

به الیاس و به خضر و دشت کنعان

به موسی و شب تار و که طور

به تخت کیقباد و تاج جمشید

به نور بامداد و شام دیجور

به صلصائیل و میکائیل و جبریل

به عزرائیل و اسرافیل و ناقور

به خوف زندگان ازحمله مرگ

به هول مردگان از نفخه صور

به حق آن سر نمروک حیدر

به روح والد مرحوم مبرور

به آن شاه چراغ و سوی سلمان

به آن موم سفید و شمع کافور

به یال ذو الجناح و گوش غضبان

به تنگ دلدل و قشون یعفور

به اندرزی که در دشت فلسطین

ز خر بگرفت بلعم پور با عور

که گر مدیون این وجهم خداوند

کند با بت مرا در حشر محشور

ازین گفتار قاضی خشمگین شد

به صد تلخی برآورد از جهان شور

به فریاد بلند سهمگین گفت

که این انکار هست از عاقلان دور

پس از اقرار انکار تو بیجاست

میفکن عامدا خود را بمحظور

بده یا رد دعوی کن به برهان

که غیر از این دو شرعا نیست دستور

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۱ - در مدح حضرت امیر «ع » به پارسی خالصشهی که موردم تیغش اژدهائی بود
  2. شمارهٔ ۹۲نه مه غذای فرزند از خون حیض باشد
  3. شمارهٔ ۹۳چون در زریق که اکنون ملک حاجی حسینقلی خان نظام الدوله است جناب بیگلربیکی آذربایجان که شمس المعالی در حسرت نعمت وی مرده بود متقبل شد که مرا هدیه باز فرستد و پس از آن روزگار به طفره همی گذرانید من این قطعه بگفتم و جناب اجل برای وی فرستادند تا تکلیف خود بدان
  4. شمارهٔ ۹۴خسروا ای که ز ابر احسانت
  5. شمارهٔ ۹۵آمد نغز و هژیر و فرخ و فیروز
  6. شمارهٔ ۹۶خداوندا در این فیروز ایوان
  7. شمارهٔ ۹۷ز«ده مویز» کسی کو طلب کند گندم
  8. شمارهٔ ۹۸خسروا کرده فلک خوار و زبونم چندان
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.