پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۷ - ترجمه از عربی در نکوهش جنگ

جنگ در اول بود بسان عروسی

دلبر و دلجوی و دلفریب و دلارا

روئی دارد به روشنی رخ نوروز

هر که قدش دید گشت مست تماشا

لیک در آخر چو گشت تفته تنورش

و آتش کین زد همی زبانه ببالا

گرگی بین درشت بینی و بد شکل

خوکی دندان شکسته زالی شمطا

نه کند از غمزه هوش مرد به تاراج

نه برد از بوسه جان خلق به یغما

تاراج آرد روان مرد دلاور

یغما سازد تن مجاهد برنا

هر که قدش دید کوژپشت زمین شد

هر که رخش دید پشت کرد به هیجا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹کاشکی بودی مرا طبعی چو قلزم در خروش
  2. شمارهٔ ۱۰فراموشم نشد پندی که میگفت
  3. شمارهٔ ۱۱زهی قدت چو نخل طور سینا
  4. شمارهٔ ۱۲ - امام محمد زکریامحمد زکریا طبیب رازی را
  5. شمارهٔ ۱۳همیشه شمس به قصد تو گشته یار زحل
  6. شمارهٔ ۱۴ - خطاب به میرزا احمدخان اشتریالحذر ای مدعی العموم که دزدی
  7. شمارهٔ ۱۵گویند در جزایر بحر وسیط بود
  8. شمارهٔ ۱۶ای که دایم کدیور قلمم
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.