پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۵

گویند در جزایر بحر وسیط بود

پیری خطیب بود چون گل سوری به باغ و گشت

«ارخیلو خوس » بنام «کلاغش » بدی لقب

چون خوی نیک داشت قرین با کمال زشت

صاحبدلی ز مردم یونان به محضرش

شد بهر استفاده چو ترسا سوی کنشت

چون شد خطیب فحل و مبرز برای مزد

آغاز عذر کرد و بنای نفاق هشت

پرسید از او ستاد ز «حد خطابه » گفت

«اقناع آن حریف » که تخم جدال کشت

گفتا برای اجرت تعلیم با توام

اینک هوای بحث بودای نکو سرشت

مغلوب اگر شدم ز تو تعلیم ناقص است

ور غالبم برات تو خواهم به یخ نبشت

استاد دید اجرت ده ساله بر هباست

ها عنقریب پنبه و پشم است آنچه رشت

گفتا چنین مدان که اگر چیرگی مراست

بستانم از تو مزد و بکوبم سرت به خشت

ور غالب آمدی همه خواهند مرمرا

در زندگی به عیش و پس از مرگ در بهشت

کز جودت افاده و تعلیم نیک من

شاگرد پا فراز از استاد خویش هشت

این داستان شنید ظریفی به طنز گفت

تخمیست زشت مانده بجای از کلاغ زشت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷آن شنیدم چو ابوالقاسم مستکفی را
  2. شمارهٔ ۱۸ - در آغاز سلطنت محمد علیشاه و امیدواری به همراهی وی با مشروطه و آزادی فرمایدرایت و دیهیم و خاتم و کمر و تخت
  3. شمارهٔ ۱۹ - ماده تاریخ جلوس محمد علی شاهتا محمد علی شه قاجار
  4. شمارهٔ ۲۰شنیده‌ام چو سلیمان به تخت داد نشست
  5. شمارهٔ ۲۱مروان بن محمد مروان بن حکم
  6. شمارهٔ ۲۲ - در ستایش فارسبه گرد پارس حصاری ز پارسا گردست
  7. شمارهٔ ۲۳ - قطعهمثل زنند خری را که زیر بار گران
  8. شمارهٔ ۲۴ - در جشن افتتاح مدرسه سادات فرمایدمرغان بهشتی به سحر نغمه سرایند
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.