پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۷

آن شنیدم چو ابوالقاسم مستکفی را

از پس متقی اقبال فرا برد به تخت

قائد جیشش امیرالامراء توزون را

گشت در تن رگ جان سست ز بیماری سخت

چاره اش کرد هلال بن براهیم طبیب

تا که به گشت و بر او داد زر و گوهر و رخت

پیر فرزانه ازین جود چنان غمگین بود

که همی گفتی کوبند به مغزش یک لخت

پسرش گفت چرا ترش و زبونی گفتا

زانکه من معتقد عقلم نه پیرو بخت

آنکه از جهل وعمی کاشت درختی در باغ

روز از جهل و عمی برکند از باغ درخت

خانه ای را که ز فرهنگ در او نیست چراغ

خیز و مردانه از آن خانه به هامون کش رخت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹ - ماده تاریخ جلوس محمد علی شاهتا محمد علی شه قاجار
  2. شمارهٔ ۲۰شنیده‌ام چو سلیمان به تخت داد نشست
  3. شمارهٔ ۲۱مروان بن محمد مروان بن حکم
  4. شمارهٔ ۲۲ - در ستایش فارسبه گرد پارس حصاری ز پارسا گردست
  5. شمارهٔ ۲۳ - قطعهمثل زنند خری را که زیر بار گران
  6. شمارهٔ ۲۴ - در جشن افتتاح مدرسه سادات فرمایدمرغان بهشتی به سحر نغمه سرایند
  7. شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرمایدخداوندا حدیثی با تو گویم
  8. شمارهٔ ۲۶ - در نکوهش رئیس صلح چالمیدان تهران فرمایدبصلحیه چالمیدان بود
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.