پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۶۷

مدار غصه که خون منت حلال بود

مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا

اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن

مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا

ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی

ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا

اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق

پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا

مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است

که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۹عاشق شدی عجوزه دنیا را
  2. شمارهٔ ۱۷۰ - در نکوهش شاعری که یک خان بختیاری را مدح گفته بودای ستاده به بزم تحقیقت
  3. شمارهٔ ۱۷۱ - مطایبهای ملکزاده راندم ابیاتی
  4. شمارهٔ ۱۷۲پیمان شکسته یار و، شده دهر نابکار
  5. شمارهٔ ۱۷۳گفتی ای دوست مرا با چه سمت می شمری
  6. شمارهٔ ۱۷۴به سردار اسعد بگو ای که از دم
  7. شمارهٔ ۱۷۵خلق گویندم با بار گنه بر در میر
  8. شمارهٔ ۱۷۶دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.