پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۶

دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی

بار لبو نهاده پشت دراز گوشی

می گفت گرم و داغ است شیرین لبوی قندی

وافکند از این ترانه اندر جهان خروشی

طفلان پی چغندر با جهد و سرعت اندر

چون صوفئی قلندر دنبال دیگ جوشی

ناگه درشکه خان از آن طرف گذر کرد

خان اندر او نشسته با کر و فر و جوشی

چرخ درشکه خر را غلطاند و بر زمین زد

تا زانوان فرو شد دستش بلانه موشی

پالان خر ز دوشش وارونه شد تو گفتی

دستار باده نوشی است در بزم می فروشی

پیر ستمگر آمد بگرفت گوش و دمش

هنی نمود و هوئی هشی کشید و هوشی

چندان زدش که او را بر جا نماند دیگر

نه شانه ای و پشتی نه گردنی نه دوشی

ز آنجا که جز تحمل کاری نمی تواند

با جابری، ذلیلی با ناطقی، خموشی

مسکین الاغ می گفت ای پیر بی مروت

دانستی ار ترا بود فرهنگ و عقل و هوشی

جرم من اینکه هستم فرمان برو مطیعت

ایکاش جای من بود یک استر چموشی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۸یا امین الحق کهف الخلق شمس المذهب
  2. شمارهٔ ۱۷۹جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت
  3. شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشتهز من ای صبا نهانی تو به مستشار برگو
  4. شمارهٔ ۱۸۱بحاجی رضاخان دکتر بگوی
  5. شمارهٔ ۱۸۲تو ای خاکدان پی برافراز آبی
  6. شمارهٔ ۱۸۳ای خواجه عون سلطنه ای داوری که نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۴میر یحیای دولت آبادی
  8. شمارهٔ ۱۸۵صاحبا چند خفته ای در مهد
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.