پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۴

به سردار اسعد بگو ای که از دم

هزار آتش فتنه خاموش کردی

تو آنی که اصلاح کار جهان را

به دامان فضل خطاپوش کردی

تو آنی که افراسیاب ستم را

معاقب به خون سیاوش کردی

تو آنی که هر گربه دزد خائن

گریزان به سوراخ چون موش کردی

تو آنی که از جنبش عزم و رایت

زمین و زمان را پر از جوش کردی

بزرگان و گندآوران جهان را

ز اعجاز خود مات و مدهوش کردی

جهان را ز تیغت همه نیش ماری

ولی از بیانت پر از نوش کردی

سخن های ستوار گوئی ازیرا

که گفتار سنجیده در گوش کردی

ز نیرنگ فرهنگ خود روبهان را

همه خفته که خواب خرگوش کردی

گرفتی به شمشیر و تدبیر گیتی

عروس شبت را در آغوش کردی

چو در یاد داری همه کار گیتی

چرا بنده ات را فراموش کردی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۶دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی
  2. شمارهٔ ۱۷۷شاد زی ای شهریار قدر دان کز فضل تو
  3. شمارهٔ ۱۷۸یا امین الحق کهف الخلق شمس المذهب
  4. شمارهٔ ۱۷۹جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت
  5. شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشتهز من ای صبا نهانی تو به مستشار برگو
  6. شمارهٔ ۱۸۱بحاجی رضاخان دکتر بگوی
  7. شمارهٔ ۱۸۲تو ای خاکدان پی برافراز آبی
  8. شمارهٔ ۱۸۳ای خواجه عون سلطنه ای داوری که نیست
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.