پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۱

اگر از جفای محمدعلی شه

بر افتاد بنیاد و بنیان مجلس

شگفتی نباشد که در بوستانها

ز یک باد پژمرده صد شاخ نرگس

حمای سلاطین و شیپور شب را

بهم برزند بوق تون تاب مفلس

محمدعلی بوق و تیز است ازیرا

ز باد است ناطق بگند است مونس

دلش پر ز نفخ امیربهادر

دمش گنده از بوی شیخ مدلس

یکی از برون خلقتش را مشوه

یکی از درون خاطرش را موسوس

منافق چو یربوع و فاسق چو فاره

کشنده چو بیش و مهوع چو کرمس

شها گوئی ایزد بننهاده هرگز

نه اندر سرت هش نه اندر تنت حس

که بر باد دادی سرائی که بودی

خداوند معمار و عدلش مهندس

بنائی که ایزد بر آن گشته بانی

اساسی که پیغمبر آن را مؤسس

شهنشاه باید بهر کار باشد

خردمند و کربز هشیوار و کیس

تو بازیچه کودکانی وزودا

که خاکت بباد اندر آید چو تونس

نیاموختی دین و دانش ازیرا

که دیوت ادیب است و غولت مدرس

تو را با شهی کار نبود که هستی

بخرمن مترس و بخرگاه مترس

چو مس را نتانی زر ناب کردن

خنک زی که کردی زر ناب را مس

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۳کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - قطعه در خرابی مجلس ملی و نکوهش محمدعلی میرزاآلوده شاه دامن خود با خون
  3. شمارهٔ ۱۰۵صنیع الممالک بود طرفه نقشی
  4. شمارهٔ ۱۰۶امیرزاده مهین فتح سلطنت چون شد
  5. شمارهٔ ۱۰۷از حکایت سال سیصد و نه
  6. شمارهٔ ۱۰۸ای آنکه مردم گیتی به درو گوهر و لعل
  7. شمارهٔ ۱۰۹امیر حشمت جادوکش آنکه در گیتی
  8. شمارهٔ ۱۱۰ - مطایبهدریغ آن ناصرالدین شاه و استبداد دورانش
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.