پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۵

صنیع الممالک بود طرفه نقشی

که هر بنده را واجب است احترامش

چو دست طبیعت بزندان زهدان

ز ستر عدم خواست دادن خرامش

ز هر کشوری صانعی خواست ماهر

پی صنع آن ذات در بطن مامش

یکی ساخت چشمش یکی ساخت گوشش

یکی هر دو بازو یکی هر دو گامش

یکی کرد از خون لبالب عروقش

یکی ساخت بر تن مرتب عظامش

مع القصه کردند شکلی که مادر

ندانست حال رضاع و فطامش

چو زنگی جمالش چو ترکی فعالش

چو رومی خصالش چو هندی کلامش

یکی اهل داهومه پنداشت او را

یکی خواندی از مردم یار یامش

سرونش چو گاو و سرینش چو اشتر

چو زرافه کردن چو اشتر سنامش

ز هر موی او می برآمد مقامی

که دانای آن خواند والامقامش

سپس در پی نام او در ممالک

نمودند شوری خواص و عوامش

چو در صنع از جمله را بود شرکت

صنیع الممالک نهادند نامش

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۷از حکایت سال سیصد و نه
  2. شمارهٔ ۱۰۸ای آنکه مردم گیتی به درو گوهر و لعل
  3. شمارهٔ ۱۰۹امیر حشمت جادوکش آنکه در گیتی
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - مطایبهدریغ آن ناصرالدین شاه و استبداد دورانش
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - خطاب به آقای بینشذره بینی که ماند از این ذره
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - در صدر فرمان لقب ادیب الممالکی خود از طرف مظفرالدین شاه نوشتهبه شکرانه آنکه یزدان پاک
  7. شمارهٔ ۱۱۳ایا خجسته دبیری که کلک مشکینت
  8. شمارهٔ ۱۱۴از خطای آسمان تنها نه آن بینی که خلق
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.