پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۱ - خطاب به آقای میرزا احمدخان مدعی العموم

چامه من پیش گفتارت بدان ماند که کس

در سپهر آرد ستاره در بهشت آرد گیا

چون فراوان آزمودم دیدمت با دار و برد

در سخن جادو کنی وز خامه داری کیمیا

دانش از گفت تو در گوش اندر آرد گوشوار

بینش از کلک تو اندر دیده دارد توتیا

هوش را پوری و دانش را پدروین نی شگفت

کت رضی الدین خداوند سخن باشد نیا

تو سپهرستی و این بیناره گویان خاک ره

تو پرندستی و این بیداد جویان بوریا

دشمنان داد هرجا سر بر آرند از زمین

نرم کوبیشان چنان چون دانه اندر آسیا

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق
  2. شمارهٔ ۴اف بر این دیوان سرا، لعنت بر این دیوان که برد
  3. شمارهٔ ۵دولت جاوید خواهم از در یزدان
  4. شمارهٔ ۶ - ذیل تصویر خود در مدح نقش نقاش نوشتهحبذا نقشی که بنمود آشکارا
  5. شمارهٔ ۷ - ترجمه از عربی در نکوهش جنگجنگ در اول بود بسان عروسی
  6. شمارهٔ ۸ - نقل از روزنامه ادب سال سوم شمارهٔ سوم صفحه بیست و چهارمملک تجرید است بنگاهم که از روز ازل
  7. شمارهٔ ۹کاشکی بودی مرا طبعی چو قلزم در خروش
  8. شمارهٔ ۱۰فراموشم نشد پندی که میگفت
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.