پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

جهان مانا همه سمراد باشد

تهی از پایه و بنیاد باشد

همه مردم نژاد نیرو نودند

همه گفتارهاشان باد باشد

چو با دوشیزه هستی شدی جفت

همان اندیشه ات داماد باشد

اگر خود شادمانی راست بودی

چرا یک تن نه بینی شاد باشد

بداند آن درخشان پرتوی کو

ز بند نیرنود آزاد باشد

که نه مردم بود نه گفت و نه کار

نه ویرانست و نه آباد باشد

چو نیکو بنگری کار جهانرا

همان سمراد و هم سمراد باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ - ایضا از زبان چینچینیان باک مدارید و دل آسوده شوید
  2. شمارهٔ ۲۶ - منچوری می گویددر بند اسیری ندهم هرگز تن
  3. شمارهٔ ۲۷ - چینای دختر خوبرو بدین طبع بلند
  4. شمارهٔ ۲۸ - چینیانای حضرت بودا و خداوند جهان
  5. شمارهٔ ۲۹سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمد
  6. شمارهٔ ۳۰آوخ ای یاران که طومار معارف پاره شد
  7. شمارهٔ ۳۱ - مطایبهخواجه سعدالملک بر فحش اشتهایی تام دارد
  8. شمارهٔ ۳۲ - اندرز بر سبیل غزلآن شنیدستم که از هومر حریفی ز اهل درد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.