پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قطعات

شمارهٔ ۹

خواجه آمد از سفر رفتم به قصد دیدنش

خادمان گفتند نزد خواجه کس را بار نیست

باز گردیدم به سوی کلبه خود منفعل

هیچ محنت بر هنرمندان چنین دشوار نیست

از قضا بعد از دو روزی خواجه را دیدم به خواب

تکیه کرده بر بساط و نزد او دیار نیست

عالم خواب است رفتم پیش و بنشستم برش

گفتمش دارم سوالی از تو پرسش عار نیست

گفت بسم الله گفتم این تکبر از کجاست

بر هنرمندان که قدر مال این مقدار نیست

اندرین بودم که از خوابم یکی بیدار کرد

چشم بگشودم و گلی دیدم که در گلزار نیست

گفتم ای گل از کدامین گلستانی، گفت من

از گلستانی که اندروی صبا را بار نیست

من غلام خواجه ام سوغات او آورده ام

زود تر بستان که نزد خواجه خدمتکار نیست

قصه کوته ارمغان را داد و عقل دوربین

کرد تمثیلی که عاقل را در او انکار نیست

گفت دنیا دارو قاذورات یک جنسند ازآنک

دیدن ایشان به بیداران به جز آزار نیست

بر خلاف این اگر بر خوابشان بیند کسی

چون شود بیدار تعبیرش به جز دینار نیست

دی به من از روی یاری گفت یاری کای فلان

گویمت حرفی اگر بر خاطرت دشوار نیست

گفتم از دشمن گران آید ولی از دوستان

بر تن چون کاه من گر کوه باشد بار نیست

گفت که ایران را کسی باشد در انواع هنر

چو تویی امروز نبود ور بود بسیار نیست

از هنر قطع نظر کردم برای بزم می

همنشینی چون تو زیر گنبد دوار نیست

شاه از خانت گرفت و داد از روی کرم

راه در بزمی که شاهان را در آنجا بار نیست

کاهلی در خدمت خود میکنی نشنیده ای

انکه الّا کفر شاخ کاهلی را بار نست

گفتمش تصدیع را ترک ادب دانسته ام

ورنه هرگز بنده را از خدمت شه عار نیست

شاه خورشید جهانگیر است و من مه در مهی

اجتماع ماه با خورشید جز یک بار نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱حسبتالله به سست ای میر با من دوستی
  2. شمارهٔ ۱۲گمان برم که مگر سر بر آسمان سودم
  3. شمارهٔ ۱۳گفتی که پلی بسازی از بهر خدا
  4. شمارهٔ ۱۴عزیزی گفت با من دوش کای سلطان سوداگر
  5. شمارهٔ ۱۵می‌دهند از شوق آن رخساره جان از بهر آن
  6. شمارهٔ ۱۶شاید که دیرتر کند از سینه‌ام گذر
  7. شمارهٔ ۱۷ز رویش بر فلک عکسی یست خود کی مثل او باشد
  8. شمارهٔ ۱۸نشود شاد دل از وعده وصل تو مگر
همه‌ی قطعات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.