پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قطعات

شمارهٔ ۸

صاحبا شد مدتی تا شاهدان فکرتت

از طلبکاران خود دارند رخ اندر نقاب

شعر تو آب روان است و روانم تشنه است

چون روا داری که باشد تشنه محروم آب

لیک دوش از حامت گفت است طبع دوربین

آن چنان عذری که نتوان رد آن در هیچ باب

گفت معنی های او بکرند و ما نامحرمان

بکر از نامحرمان واجب شمار و اجتناب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰وسواسی نظیر تو ای شیخ ساخته
  2. شمارهٔ ۱۱حسبتالله به سست ای میر با من دوستی
  3. شمارهٔ ۱۲گمان برم که مگر سر بر آسمان سودم
  4. شمارهٔ ۱۳گفتی که پلی بسازی از بهر خدا
  5. شمارهٔ ۱۴عزیزی گفت با من دوش کای سلطان سوداگر
  6. شمارهٔ ۱۵می‌دهند از شوق آن رخساره جان از بهر آن
  7. شمارهٔ ۱۶شاید که دیرتر کند از سینه‌ام گذر
  8. شمارهٔ ۱۷ز رویش بر فلک عکسی یست خود کی مثل او باشد
همه‌ی قطعات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.