پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قطعات

شمارهٔ ۱۵

می‌دهند از شوق آن رخساره جان از بهر آن

روز و شب خورشید و مه در خانه روشن کردنند

گر غباری داشتی در دل بیا بگذر بس است

از غریبانی که کویت را غبار دامنند

دوستند آنان که در اندیشه ی قتل منند

دشمنانم دوستند و دوستانم دشمنند

با خیالت تا بود در سینه دل در گفتگو

بلبلان را شکوه باشد کار تا در گلشنند

بر امید دیدن خورشید رویت مهر و ماه

گاه بر درگاه و گه در بام و گه در روزنند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷ز رویش بر فلک عکسی یست خود کی مثل او باشد
  2. شمارهٔ ۱۸نشود شاد دل از وعده وصل تو مگر
  3. شمارهٔ ۱۹هزار چشم درفشان و دامن‌پرور
  4. شمارهٔ ۲۰ای دل هوای نفس کند خانه‌ات خراب
  5. شمارهٔ ۲۱ز فرموده اوستادان پیش
  6. شمارهٔ ۲۲میر مادر منزل مردم بسی گرمی ولی
  7. شمارهٔ ۲۳ای برادر بشنو از من پند اگر فرزانه ای
  8. شمارهٔ ۲۴خداوند کریمان باز خواهد
همه‌ی قطعات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.