پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

قطعات

شمارهٔ ۱

ای خداوندی که پیر چرخ با چندین چراغ

خاک پایت را طلبکارست بهر توتیا

هست روشن نزد عقل دور بینت هرچه هست

آری آری از ازل غفلت قدر شد با قضا

گر بخواهد راست بینی های فکرصایبت

می برد از قامت گردون گردان انحنا

گر به صورت دیگری بر خویش بندد طرز تو

کی به معنی چون تو گردد ای کفت کان سخا

گرچه میگردد به صورت آسیا چون آسمان

آسمانی برنمی آید ز دست آسیا

ای ز تو رونق گرفته کار دولت هم چنان

کز نصیر المله جدّت دین جدّم مرتضا

ماجرایی داشتم با عقل دوراندیش دوش

گرچه گستاخی ست اما گوش کن این ماجرا

گفتمش ای از تو روشن خانه ی دل را چراغ

گفتمش ای از تو حاصل عالم جان را ضیا

با وجود التجا یارب چرا کارم نساخت

آن که کار خلق می سازد بدون التجا

آن که هرگز جز وفای وعده از وی کس ندید

با وفاداران خلاف آن به فعل آرد چرا

یارب از کم طالعی های من است این گفت نه

گفتم از بسیاری شغل وی است این گفت لا

گفتمش پس چیست گفتا لطف عامش می کنند

وعده های خوب و خوبان را نمی باشد وفا

بیش ازین تصدیق نیکو نیست هنگام دعاست

کز دعاگویان دعا خوشتر ز عرض مدعا

تا نباشد در زمانه از غم و شادی گریز

دوستت بیگانه ی غم باد و دشمن آشنا

در جهان باشی به عیش و خرّمی ضرب المثل

تا مثل باشد که یار بی کسان باشد خدا

مطلب دنیا و دینت باد حسب المدعا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳هرگز نبرد خاطر خوش ره به سوی ما
  2. شمارهٔ ۴خسرو ارباب دانش سرو اهل هنر
  3. شمارهٔ ۵سرور ارباب همت خسرو اهل هنر
  4. شمارهٔ ۶ای سیدی که نور سیادت ز روی تو
  5. شمارهٔ ۷ای افصح زمانه فصیحی که عقل کل
  6. شمارهٔ ۸صاحبا شد مدتی تا شاهدان فکرتت
  7. شمارهٔ ۹خواجه آمد از سفر رفتم به قصد دیدنش
  8. شمارهٔ ۱۰وسواسی نظیر تو ای شیخ ساخته
همه‌ی قطعات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.