پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۱۰۴

پیر طریقت گوید: آه از این علم ناآموخته گاه در آن غرقم و گاه سوخته گوینده از این باب علم چون دریاست گاه در مد و گاه در جزر چون در مقام انبساط باشد جهانرا صفوت و صفا پر کند و چون در مقام هیبت بود عالم را از بشریت پر کند و از بابهای فتوح علم لدنی خواب نیکو و دعای نیکان و قبول دلها است

آه از قسمتی که پیش از من رفته فغان از گفتاری که خود رائی گفته ندانم که شاد زیم یا آشفته بیمم همه از آنست که آن قادر در ازل چه گفته؟ بنده تا در قبض است خوابش چون خواب غرق شدگان، خوردش چون خورد بیماران و عیشش چون عیش زندانیان به سزای نیاز خود می زید و بخواری و زاری راه می برد و به زبان عجز می گوید:

پر آب دو دیده و پر آتش جگرم

پر باد دودستم و پر از خاک سرم

چون زاری و خواری آدمی بغایت رسد و عجز و تضرع وی ظاهر گردد خداوند تدارک دل او کند و در بسط و انبساط بر دل وی گشاید وقت وی خوش گردد دلش با حق پیوسته و سر به اطلاع حق آراسته و بزبان شکر می گوید الهی محنت من دولت من شدی اندوه من راحت من شدی داغ من چراغ من شدی و جراحت من مرهم من شدی

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۱۰۶پیر طریقت گوید: این شغل در بهشت شغل عامه مؤمنان است اما مقربان مملکت و خاصان حضرت مشاهدت از مطالعه شهود و استغراق وجود یک لحظه هم با نعیم بهشت نپردازند و به زبان حال همیگویند:
  2. بخش ۱۰۷پیر طریقت گوید: آه از دوستی که همه گرد بلا انگیزد آب چشمه چشم ریزد، آتشی است که جان و دل سوزد معلمی است که همه بلا وجور آموزد، از کشتن عاشقان همواره دست در خون دارد چون حجره از کوی عافیت بیرون دارد هر جا که نزول کند جان به پذیرائی خواهد تا عافیت در سر بلا
  3. بخش ۱۰۸پیر طریقت گوید: ای مسکین فردای قیامت که سران و سرهنگان دین را در پناه لطف و کرم خداوندی جا دهند ندانم که تو را با این سینه آلوده و عمل شوریده کجا نشانند و رختت کجا فرونهند؟ زخمی که در آن نهادی درد نکند نشان آنست که در آن نهاد حیات نیست، اگر بیماری آخر نال
  4. بخش ۱۰۹پیر طریقت گوید: الهی همه عالم تو را می خواهند تا تو که را خواهی که اگر بماند تو او را در راهی، ای جوانمرد آنرا که خواست در ازل خواست و آنرا که نواخت در ازل نواخت کارها در ازل کرده و امروز مینماید سخنها در ازل فرموده و امروز می شنواند خلعتها در ازل دوخته و
  5. بخش ۱۱۰پیر طریقت گوید: الهی تو آنی که از بنده ناسزا بینی و به عقوبت نشتابی از بنده کفر می شنوی و نعمت از او باز نگیری و توبت و انابت بر او عرضه کنی و به پیغام و خطاب خود او را بازخوانی و اگر باز آمد او را وعده مغفرت دهی پس چون با دشمن بدکردار چنینی با دوستان نیک
  6. بخش ۱۱۱پیر طریقت گوید: به قرب می نگر تا از اوانس زاید و به عظمت نگر تا حرمت افزاید میان این و آن منتظر باش تا سبق ازل خود چه نماید؟
  7. بخش ۱۱۲پیر طریقت گوید: سعادت بنده در سه چیز است و روی بندگی به آن سه چیز روشن است اشتغال زبان به ذکر حق استغراق دل به مهر حق و امتلاء سر از نظر حق که نخست از حق نظر آید، آنگاه دل به مهر بیاراید و زبان بر ذکر دارد
  8. بخش ۱۱۳پیر طریقت گوید: اگر همه ملک جهان و کشور بنی آدم را زیر نگین تونهند و کلید خزانه های دنیا را جملگی بتو دهند چون سرانجام آن فنا است، دل بر آن نهادن خطاست اینک چند حکمت و پند از حکیمان و بزرگان بمناسبت فنا و بقا:
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.