جلالالدین منکبرنی، پسر سلطان محمد خوارزمشاه، در روزگاری که سپاه چنگیز ایران را ویران میکرد، یازده سال جنگید. پریدن او با اسب به رود سند، پیش چشم چنگیزخان، از داستانهای نامدار تاریخ است.
شجرهنامه
خاندان: خوارزمشاهی
در برابر چنگیز
پس از گریز و مرگ پدرش در جزیرهای در دریای خزر، جلالالدین سپاهی گرد آورد و در ۶۱۸ قمری در پروان (در افغانستان امروز) سپاهی از مغولان را شکست داد؛ از معدود شکستهای سپاه چنگیز.
اندکی بعد، چنگیز خود به او رسید و در کنار رود سند سپاهش را درهم شکست. جلالالدین با اسب از کرانهی بلند به رود پرید و به آن سو گذشت. به روایت تاریخنگاران، چنگیز با شگفتی به پسرانش گفت: از پدر چنین پسری باید.
سالهای آوارگی
جلالالدین چند سال در هند ماند و سپس به ایران بازگشت و بر بخشهایی از عراق عجم، فارس و آذربایجان فرمان راند. اما با فرمانروایان همسایه نیز درگیر شد و نیرویش پراکنده گشت. در ۶۲۸ قمری، در گریز از سپاه تازهی مغول، در کوهستانهای دیاربکر به دست مردی کرد کشته شد.
گاهشمار زندگی
- ۶۱۷ ق / ۱۲۲۰ ممرگ سلطان محمد و آغاز پادشاهی
- ۶۱۸ ق / ۱۲۲۱ مپیروزی پروان و نبرد سند
- ۶۲۱ قبازگشت به ایران
- ۶۲۸ ق / ۱۲۳۱ مکشته شدن در دیاربکر
کارنامه و یادگارها
پرسشهای رایج
داستان پریدن جلالالدین به رود سند چیست؟
پس از شکست در کنار سند در ۶۱۸ قمری، او با اسب از کرانهی بلند به رود پرید و جان به در برد؛ به روایت جوینی، چنگیز از دلیری او ستایش کرد.
زندگینامهی جلالالدین را چه کسی نوشت؟
شهابالدین محمد نسوی، منشی او، در کتاب «سیرت جلالالدین منکبرنی».
منابع
- شهابالدین نسوی، سیرت جلالالدین منکبرنی
- عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا
- دانشنامهی ایرانیکا، مدخل «Jalāl-al-Din Kᵛārazmšāh»