پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۸۲

آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت

آیا چه خطا دید که اَز راهِ خطا رَفت؟

تا رَفت مَرا اَز نَظَر آن چَشمِ جَهان‌بین

کَس واقفِ ما نیست که اَز دیده چه‌ها رَفت

بَر شَمع نرفت اَز گُذرِ آتشِ دل، دوش

آن دود که اَز سوزِ جِگر بَر سَر ما رَفت

دور اَز رُخِ تو دَم به دَم از گوشهٔ چَشمَم

سیلابِ سِرشک آمَد و طوفانِ بَلا رَفت

از پای فُتادیم چو آمَد غَمِ هجران

دَر دَرد بِمُردیم چو اَز دَست دَوا رَفت

دل گفت وِصالَش به دُعا باز تَوان یافت

عُمریست که عُمرَم همه دَر کارِ دُعا رَفت

اِحرام چه بَندیم؟ چو آن قبله نه این جاست

دَر سَعی چه کوشیم؟ چو از مَروه صَفا رَفت

دی گفت طبیب اَز سَرِ حَسرت چو مَرا دید

هِیهات که رَنجِ تو زِ قانونِ شَفا رَفت

ای دوست به پُرسیدنِ حافظ قَدَمی نِه

زان پیش که گویند که اَز دارِ فَنا رَفت

تعبیر فال

ای صاحب فال، کسی که دوستش داشتید رفته و نمی‌دانید چه خطایی از شما دیده است. دلتان از رفتن او پر از اندوه است. اگر هنوز فرصتی هست، برای جویا شدن حالش قدمی بردارید؛ پیش از آنکه دیر شود.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.