پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۸۱

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گر طمع داری از آن جام مرصع میِ لعل

ای بسا دُر که به نوک مژه‌ات باید سفت

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد

هر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت

در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا

زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت،

گفتم: «ای مسند جم! جام جهان‌بینت کو؟»

گفت: «افسوس که آن دولت بیدار بخفت!»

سخن عشق نه آن است که آید به زبان

ساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت

اشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداخت

چه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت

تعبیر فال

ای صاحب فال، کسی با غرور با شما رفتار می‌کند یا شما با کسی سخت گرفته‌اید. سخن تلخ، حتی اگر راست باشد، دل را می‌شکند؛ با نرمی سخن بگویید. برای رسیدن به آرزو باید سختی بکشید؛ اما این رنج بی‌حاصل نیست.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.