پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۴۹۲

سَلامی چو بویِ خوشِ آشنایی

بِدان مَرْدُمِ دیدِهٔ روشَنایی

درودی چو نورِ دِلِ پارسایان

بِدان شَمْعِ خَلْوَتْگَهِ پارسایی

نِمی‌بینَم از هَمْدَمان، هیچ بَر جای

دِلَم، خون شد از غُصِّه؛ ساقی! کُجایی؟

زِ کویِ مُغان، رُخ مَگَرْدان! کِه آنجا

فُروشَنْد مِفْتاحِ مُشْکِل‌گُشایی

عَروسِ جَهان گَرچِه دَر حَدِّ حُسْن است

زِ حَد می‌بَرَد شیوِهٔ بی‌وَفایی

دِلِ خَسْتِهٔ مَن گَرَش هِمَّتی هَسْت

نَخواهَد زِ سَنْگین‌دِلان، مومیایی

مِیِ صوفی‌اَفْکَن، کُجا می‌فُروشَنْد؟

کِه دَر تابم اَز دَسْتِ زُهْدِ ریایی

رَفیقان، چُنان، عَهْدِ صُحْبَت شِکَسْتَنْد

کِه گویی نَبوده‌ست خود، آشْنایی

مَرا گَر تو بُگْذاری، اِی نَفْس طامِع!

بَسی پادْشایی کُنَم دَر گِدایی

بیاموزَمت کیمیایِ سَعادَت

زِ هَم‌صُحْبَتِ بَد، جُدایی! جُدایی!

مَکُن «حافِظ» اَز جورِ دوران، شِکایَت!

چِه دانی تو، اِی بَنْدِه! کارِ خُدایی؟

تعبیر فال

ای صاحب فال، سلامی گرم و آشنا برای عزیزی می‌فرستید که روشنی چشم شماست. از گردش روزگار شکایت نکنید؛ شما از کار خدا خبر ندارید. به حکمت او اعتماد کنید که خیر شما را می‌خواهد.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.