پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

رباعیات

شمارهٔ ۳۸

چون ابر بهار چشم خون بار من است

چون غنچه نشکفته دل زار من است

فریاد و فغان و ناله هر شب تا صبح

چون مرغ اسیر در قفس کار من است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۰تا عمر بود، درستی آئین من است
  2. شمارهٔ ۴۱چون پرده خون دامن رنگین من است
  3. شمارهٔ ۴۲آن سان که ستاره در سما افزون است
  4. شمارهٔ ۴۳چون موجد آزادی ما قانون است
  5. شمارهٔ ۴۴ - انتقادی نسبت به مستشاران آمریکاییاین غنچهٔ نوشکفته، خوش وا شده است
  6. شمارهٔ ۴۵ - صندوق آراصندوقچه‌ای که جای آرا شده است
  7. شمارهٔ ۴۶ - عدلیهمنصور که در عدلیه قادر شده است
  8. شمارهٔ ۴۷ - عدلیهتا بخت من و تو خواب‌تر از همه است
همه‌ی رباعیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.