پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶

گرنه در شکوه بود ز آن دولب شکرخند

کاغذین جامه به خود از چه برآراسته قند

آن نه سرو است که سر می کشد از غایت ناز

در چمن ها شده آوازه قد تو بلند

هست فرقی که میان تو و خورشید این است

کو همی تابد از شیر و تو از پشت سمند

مجلس زلف تو جائی است کز آن مجنون را

نتوان برد سوی حجله لیلی به کمند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸تا بو مگر به سنگدلی مهربان کنند
  2. شمارهٔ ۱۹دل ز زخم توام اندیشه مرهم نکند
  3. شمارهٔ ۲۰گو ببین بر لب وی ساغر می هر که ندید
  4. شمارهٔ ۲۱کند پر، بال شکست، از قفس آزاد نکرد
  5. شمارهٔ ۲۲صبا گر عقده‌ای زآن زلف عنبربار بگشاید
  6. شمارهٔ ۲۳تا هست میسر که ز گل تاک برآید
  7. شمارهٔ ۲۴مرا در گوش جانان از زبان خود سخن باید
  8. شمارهٔ ۲۵با تو سیمین‌تن به سنگم گر خریدار آورند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.