پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱

ببرد شوق رخت صبر از دلم یارا

خراب کرد غمت خانه شکیبا را

چوآفتاب ز مطلع طلوع کرد و گرفت

شعاع پرتو حسنت تمام دنیا را

اگر ز دست تو نوشم ایاغ از زهری

کند معالجه درد جمله اعضا را

اگر تو عارض زیبای خویش را بینی

تو خود به شرح دهی حال خسته ما را

مگر به کشتن من بسته ای دریغ مدار

بریز خون مرا، دارم این تمنا را

به زیر تیغ تو گویم که دی مبارک باد

به خون من که حنا بسته‌ای کف پا را

نوشت کلک قضا نامه رخ یوسف

به شهر مصر که رسوا کند زلیخا را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳به ناله تا نفسم آه صبحگاه گرفت
  2. شمارهٔ ۴دل به دخت رزم از خوش پسران آزاد است
  3. شمارهٔ ۵آه شبگیر علم، ملک سحر کشور ماست
  4. شمارهٔ ۶ماه چاه نخشب خم در نقاب ساغر است
  5. شمارهٔ ۷فتح ملوک از سپه است ای سپاه خط
  6. شمارهٔ ۸ساقی من و صهبا مثل ماهی و آب است
  7. شمارهٔ ۹درعجم آن سه که خواند عربش چاره غم
  8. شمارهٔ ۱۰گر چشم مرا زین دست در پای تو خوناب است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.