پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

صکوک الدلیل

بخش ۷ - بهشت احرار

در آن باغ کاین قوم را بار نیست

در او جز گل طلعت یار نیست

زمینش منزه ز لوث رقیب

هوایش معطر ز خلق حبیب

نه جز شمع در محفلش سر زده

نه جز حلقه کس حلقه بر در زده

روی گر همه عمر دامن کشان

نبینی ز بیگانه در وی نشان

ادب بر درش کمترین پرده‌دار

خرد در وثاقش کمین پیشکار

همه صف نشینان با هوش و رای

چو سلطان دل کرده در صدر جای

می صافی از صرف وحدت به جام

گمارندگان مست وحدت مدام

همه از می لعل دلدار مست

همه فانی از خویش و با دوست هست

نه کس غیر دل واقف از رازشان

یکی گشته انجام و آغازشان

الهی در آن محفلم بار ده

رهم در سراپرده یار ده

ز پیمانه وحدتم مست کن

ز خود نیست گردان به خود هست کن

ادامه‌ی صکوک الدلیل

  1. بخش ۹ - ساقی نامهبیا ساقی آن تیغ ساغر نیام
  2. بخش ۱۰ - خطاب زمین بوس به سید قنبرالا ای صبا پیک هر نامراد
  3. بخش ۱۱ - برهان اولاگر رفت رستم به مازندران
  4. بخش ۱۲ - برهان دوماگر رفت رستم به هاماوران
  5. بخش ۱۳ - برهان سومتهمتن اگر حسرت ملک تور
  6. بخش ۱۴ - برهان چهارمتهمتن اگر گشت بر اشکبوس
  7. بخش ۱۵ - برهان پنجمتهمتن اگر تاج کاووس برد
  8. بخش ۱۶ - برهان ششماگر خورد رستم قوی پنجه گرگ
همه‌ی صکوک الدلیل ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.