پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

صکوک الدلیل

بخش ۱۲ - برهان دوم

اگر رفت رستم به هاماوران

به نیروی رخش و به گرزگران

بر افراخت مردانه یال نبرد

در آن مرز رزمی دلیرانه کرد

تو از یاری تیزتک مادیان

به خاک دماوند دادی عنان

نه درع و نه شمشیر و نه گرز و خود

به دست اندرت جز عنانی نبود

به تنها در آن عرصه دل نواز

همی تاختی بر نشیب و فراز

بهر جا که نقش سم خیل بود

سبک رو بدان جانبت میل بود

چنان تاختی مفلسان را ز کین

که بدمست را شیخ خلوت نشین

نماندی در آن مرتع دلپسند

تنی باقی از گاو و از گوسفند

نه برف است آن ای تهمتن شکوه

که بهمن ز بیم تو بگزیده کوه

ولی از جفای تو خرسند نیست

کجا کز تو همچون دماوند نیست

گذشت از نطاق فلک تاج تو

جهانگیر شد صیت تاراج تو

زند خنده بر مهر و مه اخترت

جگرها به خون رنگ از خنجرت

به گیتی ندیدم بلائی چنین

ز گردون نیامد قضائی چنین

مگو پور دستانم اندر نبرد

نپاید تو آن کن که دستان نکرد

ادامه‌ی صکوک الدلیل

  1. بخش ۱۴ - برهان چهارمتهمتن اگر گشت بر اشکبوس
  2. بخش ۱۵ - برهان پنجمتهمتن اگر تاج کاووس برد
  3. بخش ۱۶ - برهان ششماگر خورد رستم قوی پنجه گرگ
  4. بخش ۱۷ - برهان هفتمشبی یاد دارم که در بزم دوست
  5. بخش ۱۸ - تلبیس اولپس از عهد شش سال مهر و داد
  6. بخش ۱۹ - تلبیس دومبه سویم رسولی فرستاده ای
  7. بخش ۲۰ - تلبیس سومبه یغمای بیچاره از مهر خویش
  8. بخش ۲۱ - خاتمه در معذرت از رستم الساداتسخن گرچه بر وفق عادت نرفت
همه‌ی صکوک الدلیل ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.