پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۴۸

خشک لب دل سوختی دریای دین را دهر دون

آسمانت دشت آتش آفتابت طشت خون

این همی پاید به کاوش آن همی جنبد به خون

ای زمینت را خرام ای آسمانت را سکون

در دریای نجف را کردی از بد گوهری

لعل ها الماس پیکر جزع ها یاقوت گون

تا گدائی مالک تیغ و نگین شد ساختی

تاج دولت پای فرسا تخت شوکت سرنگون

می ندانم تا امیران را چه روید در مصاف

خاک سخت افلاک دون ایام خصم اختر زبون

نوعروسان را ندانم تا چه زاید در صروف

روز گریه ره دراز آرام کم انده فزون

کرده ای دیوانگان مطلق ز بند اینت خرد

بسته ای آزادگان در سلسله اینت جنون

سروران از خانه زین نیزها از بار سر

بر زمین و اندر سپهر آن سرفراز این سرنگون

گو بشور خاک والی دجله بفشان از بصر

گو بسوزد چرخ یغما شعله بفروز از درون

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۵۰ناوک کینه در کمان لشکر فتنه در کمین
  2. شمارهٔ ۵۱تفریق جسم و جان است بدرود دوستداران
  3. شمارهٔ ۵۲سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور تو
  4. شمارهٔ ۵۳دلم از زندگانی سخت سیره
  5. شمارهٔ ۵۴چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی
  6. شمارهٔ ۵۵بر آفتاب یثرب افکند سایه شامی
  7. شمارهٔ ۵۶پس از مرگ تو گیتی جاودانی
  8. شمارهٔ ۵۷خون بود دل ز هجرم نیمی کباب نیمی
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.