پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۴۷

چون به مصیبت از ازل رفت همی قضای من

چیست مصیبت دگر ساز طرب برای من

ز ابروی و قد دلستان دام منه که بس مرا

نیزه آسمان گذر تیغ جهانگشای من

خصم به جامه جدل قاسم و خلعت طرب

مغفر مرگ تاج من ثوب کفن قبای من

زین بر خویش خواندنت شاد نیم به دوستی

سوی عدو به خشم ران خواهی اگر رضای من

خط چو خضاب و مشعله بر سر چنگ و حجله کش

کز در ساز خرمی بس بود این بجای من

بزم زفاف قتلگه نای جدل نوای نی

شمع شرار آه دل خون گلو حنای من

بوسه رنج کاه من کوب خدنگ جان شکر

برق سنان دل گزا خنده جان فزای من

با غم سوگ کشتگان از من و سور خرمی

بزم نشاط من شود غمکده عزای من

نعش و فاسرشتگان ساخت به دشت پشتگان

زنده من ای عجب مبر نام من و وفای من

غیر کهن خلاف زد راه من از وصال تو

عذر فراق من بنه یار نو آشنای من

رفتم و دور از آن مژه وان خم زلف عنبرین

تیر هلاک و چشم من چنبر مرگ و نای من

جانب پهنه وغا چشمی و چشمی از قفا

بزم زفاف و روی من رزم مصاف و رای من

گر نه فنا در آن بقا ور نه عدم در آن وجود

آه من و وجودم من وای من و بقای من

غیر به قصد جان من من به خیال خون او

کفر مبین ودین مگو تا چه کند خدای من

والی تیره نامه را زآن کف و خامه کرم

عذری و صد عطای تو خطی و صد خطای من

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۹خود چگویم ای دل اندر این رزیت چون شوی چون
  2. شمارهٔ ۵۰ناوک کینه در کمان لشکر فتنه در کمین
  3. شمارهٔ ۵۱تفریق جسم و جان است بدرود دوستداران
  4. شمارهٔ ۵۲سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور تو
  5. شمارهٔ ۵۳دلم از زندگانی سخت سیره
  6. شمارهٔ ۵۴چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی
  7. شمارهٔ ۵۵بر آفتاب یثرب افکند سایه شامی
  8. شمارهٔ ۵۶پس از مرگ تو گیتی جاودانی
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.