پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

مراثی و نوحه‌ها

شمارهٔ ۴۹

خود چگویم ای دل اندر این رزیت چون شوی چون

از گزند مالش سر پنجه غم خون شوی خون

گر درین ماتم نبارد بر به روی از مخزن دل

چیست اشک بسدین در خاک خواری گنج قارون

غیر حرق و غرق ماهی تا به ماه، مه تا به ماهی

خود چه باشد سود آه آتشین با چشم گلگون

گر خرامد سیل اشک خاکیان زین دست در پا

موج خون هر چشمزد گردن کشد بر اوج گردون

معنی این ماجرا صورت نبندد حاش لله

کآنچه اندر گفت آید نیست جز افسانه و افسون

قاتل ابنای زنا، مقتول نخبه آل عصمت

انس تا جن تعزیت گر بزم ماتم ربع مسکون

فاش اگر می رفت خون کشتگان کشور به کشور

جاودان شط فرات آمیختی با رود جیحون

راستی را با قیام رستخیز این قیامت

خاک و گردون را درنگ و جنبشی باید دگرگون

نوعروسان را زتاب تشنگی رخسار کاهی

شیرمردان را ز زخم تیغ و خنجر چهره گلگون

زخم ناسور شهیدان را سرشک تست مرهم

زانکه چاره زهر قاتل راست ناید جز به افیون

چار چیز از دولت اسلام خواهم بی تکلف

عزم کسری جیش خسرو فال جم فر فریدون

ادامه‌ی مراثی و نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۵۱تفریق جسم و جان است بدرود دوستداران
  2. شمارهٔ ۵۲سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور تو
  3. شمارهٔ ۵۳دلم از زندگانی سخت سیره
  4. شمارهٔ ۵۴چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی
  5. شمارهٔ ۵۵بر آفتاب یثرب افکند سایه شامی
  6. شمارهٔ ۵۶پس از مرگ تو گیتی جاودانی
  7. شمارهٔ ۵۷خون بود دل ز هجرم نیمی کباب نیمی
  8. شمارهٔ ۵۸نه ز آسمان توجه نه زاختر اعتنائی
همه‌ی مراثی و نوحه‌ها ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.