پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۳۸۵چرخ کج رو پی ما افتادست
  2. شمارهٔ ۳۸۶همچو جرس ز بس که زبان و دلم یکی است
  3. شمارهٔ ۳۸۷زخمم از خونم سخن پیوسته گوید گرچه من
  4. شمارهٔ ۳۸۸به فکر کشتن عاشق چو بنشینند خوش‌چشمان
  5. شمارهٔ ۳۸۹کام بخش که لب همچون عسل خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۳۹۰دانسته از خم می‌ ای محتسب گذر کن
  7. شمارهٔ ۳۹۱به جست‌وجوی تو کردم ز بس که پیشه دویدن
  8. شمارهٔ ۳۹۲جفا کن جور کن بیداد کن یا مهربانی کن
همه‌ی اشعار متفرقه ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.