پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۵۰ - در مدح عمر بن عبدالعزیز

دو عمر آورد پیدا روزگار

هر دو را نام پدر عبدالعزیز

آن عمر را عدل بود آیین و رسم

این عمر را عدل هست و علم نیز

آن عمر مر ظالمان را کرد قهر

این عمر مر سایلان را داد چیز

آن عمر تا اندر آن عالم بود

این عمر بادا درین عالم عزیز

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۲ - در حق امیر زنگی حبشصفدری ، که از هنر اوست معالی دلخوش
  2. شمارهٔ ۵۳ - در حق شمس الدینگزیده شمس دین ای از نهیبت
  3. شمارهٔ ۵۴ - در معارفاز خدمت مخلوق باز کش
  4. شمارهٔ ۵۵ - در حق شمس الدینشمس دین ، کدخدای خاص ملک
  5. شمارهٔ ۵۶ - نیز در حق شمس الدینشمس الدین ای ز فیض مکرمتت
  6. شمارهٔ ۵۷ - هم در حق شمس الدینایا ثنای تو بر جملهٔ خلایق فرض
  7. شمارهٔ ۵۸ - نبز در حق شمس الدینای شمس دین ، نظام معالی ، جمال ملک
  8. شمارهٔ ۵۹ - هم در حق شمس الدیناجل شمس دین ، ای بچشم عنایت
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.