پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۲۰۴ - درمدح تاج الدین رافع بن علی شیبانی

ای پناه همه مسلمانی

رافع بن علی شیبانی

تاج دینی و از مکارم تو

همه اصحاب دین بآسانی

در معالی بلند مرتبتی

در معانی فراخ میدانی

دیدهٔ عزم و حزم را بصری

قالب علم و حلم را جانی

همه عین وفا و مکرمتی

همه محض سخا و احسانی

در بزرگی ز روی اصل و نسب

افتخار معد و عدنانی

در سخاوت کریم آفاقی

در شجاعت سوار گیهانی

چون تو از بهر حمله برخیزی

فتنه از روزگار بنشانی

تیغ تو وحش و طیر را در دشت

کرده هنگام حرب مهمانی

بگه بزم و رزم از کف وتیغ

هم زرافشان و هم سرافشانی

همه در بزمگاه در پاشی

هر چه در رزمگاه بستانی

شاکر جود و ذاکر فضلت

هم عراقی و هم خراسانی

هر چه در وصف تو همی گویند

بحقیقت هزار چندانی

سرورا ، بنده را ستانهٔ تو

در خوشی روضه ایست رضوانی

درد افلاس بنده را گه جود

باعطاهای جزل درمانی

نظر همت مبارک تو

برد ز احوال من پریشانی

عز و جا هم بخدمت تو فزود

ای بهر عز و جاه ارزانی

منم آن کس که شکر نتوانم

تویی آن کس که قدر من دانی

تا که تشبیه قد خوبان هست

در غزلها بسرو بستانی

حفظ یزدان نگاهبان تو باد

که نگهبان دین یزدانی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۰۶ - نیز در مدح ملک اتسززهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی
  2. شمارهٔ ۲۰۷ - در مدح ضیاء الدین علی بن جعفرضیاء الدین، ترا در کامرانی
  3. شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش ملک اتسزای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
  4. شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح اتسزبزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
  5. شمارهٔ ۲۱۰ - خطاب به ملک اتسزخسروا، از کمال دانایی
  6. شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح اتسزگر هیچ گونه حال دل من بدانییی
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.