پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۲۱۰ - خطاب به ملک اتسز

خسروا، از کمال دانایی

روی دولت همی بیارایی

گاه مال زمین همی ‌بخشی

گاه فرق فلک همی سایی

حرب جویان نهان شوند از بیم

چون تو از حربگه پدید آیی

پای فتنه تویی که بربندی

بند گردون تویی که بگشایی

شکنی روز کین بیک حمله

صد مصاف عدو بتنهایی

در جهان بر همه گنهکاران

بتجاوز همی ببخشایی

داند ایزد که هست خاک درت

نزد من بنده همچو بینایی

شغل من نیست بر در تو مگر

وصف گویی و مدح آرایی

خود نکردم گنه و گر کردم

از سر ابلهی و خود رایی

هیچ از آنجا که لطف سیرت تست

هست ممکن که عفو فرمایی؟

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.