پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح شمس الدین وزیر

صدرا ، مساعی تو مؤید بود همی

و ز تو نظام دین محمد بود همی

تو شمس دینی و بفضای بهای تو

دین را جمال و زینت بی حد بود همی

در هند و روم و ترک نباشد نشان شیر

تا رای تو چو روی مهند بود همی

خاک ستانهٔ تو ، که چرخ سیادتست

از روی چرخ افزون مسند بود همی

کردار تو بخیر مشهر شدست و باز

گفتار تو بصدق مؤید بود همی

فضل تو و سخاوت تو ده قصیده اند

کان را ثبات ذکر مخلد بود همی

اسباب ملک از تو مهیا شود همی

و ارکان شرع از تو مشید بود همی

آن زمره را که فاضل تحصیل دولتند

اندر زمانه صدر تو مقصد بود همی

چشم مخافان تو و روز حاسدانت

از هیبت تو ابیض و اسود بود همی

هر عالمی ، که مشکل آفاق حل کند

در مجلس تو عاجر ابجد بود همی

یک نکتهٔ کمینه ز انواع دانشت

سرمایهٔ خلیل و مبرد بود همی

تا رونق کمال ندارد بنزد عقل

هر جا که از علوم مجدد بود همی

بادا مرکب از تو همه مفردات مجد

تا در سخن مرکب و مفرد بود همی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح ملک اتسزدر آمد از غم تو ، ای بخوبی ارزانی
  2. شمارهٔ ۲۰۶ - نیز در مدح ملک اتسززهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی
  3. شمارهٔ ۲۰۷ - در مدح ضیاء الدین علی بن جعفرضیاء الدین، ترا در کامرانی
  4. شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش ملک اتسزای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
  5. شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح اتسزبزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
  6. شمارهٔ ۲۱۰ - خطاب به ملک اتسزخسروا، از کمال دانایی
  7. شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح اتسزگر هیچ گونه حال دل من بدانییی
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.