پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۹۱ - وله فی المدح

ای سال و ماه پیشهٔ تو رادی

در هر دلی ز رادی تو شادی

گشتی ستوده نزد همه گیتی

زین سنت ستوده که بنهادی

بار دگر بعهد تو شده تازه

منسوخ گشته قاعدهٔ رادی

بی حد دقیقهای هنر دیدی

بی مر خزانهای درم دادی

دارند از خصار تو پیوسته

آزادگان عالمی آبادی

نگزید هیچ عاقل و نگزیند

در بندگی صدر تو آزادی

عدل تو از بسیط جهان یکسر

اندر نوشت مفرش بیدادی

بس فتنهای دهر که بنشاندی

بس عقدهای چرخ که بگشادی

از تو همیشه فضل و کرم زاید

گویی ز بهر فضل و کرم زادی

هنگام وقفه کردن چون کوهی

هنگام حمله بردن چون بادی

جاوید باد مدت تو ، زیرا

اسلام را اساسی و بنیادی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح ملک اتسزای طلعت تو بر فلک حسن مشتری
  2. شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح شمس الدین وزیرتا کی از عشق تو کشم خواری؟
  3. شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح ملک اتسزز عشقت ای عمل غمزهٔ تو خون خواری
  4. شمارهٔ ۱۹۶ - نیز در مدح ملک اتسز گویدهدی را ز سر تازه شد روزگاری
  5. شمارهٔ ۱۹۷ - نیز در مدح اتسزجانا ، لب چون شراب داری
  6. شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ملک اتسززهی ! جمال تو بر ماه کرده طنازی
  7. شمارهٔ ۱۹۹ - نیز در ستایش اتسزای همایون در تو کعبهٔ بهروزی
  8. شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح شمس الدین محمد بن علیمراست عشقی افتاده با تو، لم یزلی
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.