پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۳ - پسر بوالعطا

آمد پسر دیو بوالعطا را

قیمت شد ازو در پربها را

آری شبه آرد بها گهر را

عزت درم ناروا روا را

چون ابرو شب است آن پلید زاده

از ظلمت و نور این دو پادشا را

زان داد که تا دیو را بینند

لاحول بکار دارند و دعا را

شویش بسر خوان مامکش برد

نه از پی راحت بل از بلا را

تا صورت نان را کند فراموش

از خوردن چلیو لوبیا را

تا شور بیفتدت همی در سر

یکسر بخورد یک شوربا را

گویند که در کوهسارها هست

از بیخ گیا خوردن اولیا را

ماننده اولیا نخواهد شدن

از یاوه خوردن خر گیا را

یکروزه درین سور و میزبانی

کامد بسر آن دیو بیوفا را

آمد بسر ما دوان و پویان

گفتا که بسی جسته ام شما را

تا دعوت و سور مرا بیند

یکسر همه رسم و نهاد ما را

خواجه بدرم را مدیح گوئید

زو چشم بدارید مر عطارا

گفتیم هلا و سپاس داریم

گوئیم در او مدحت و ثنا را

نی از پی آن تا بریم صلت

لیکن ز پی باز پس هجا را

رفتیم در آن باغ تا ببینم

آن دعوت بی نان و با را

اندر رد و اندر محلت او

نسپرده بر راه رو چرا را

پاسخ تراشان و پای کوبان

زانو زده همساج اولیا را

دیدیم یکی خوان مایه جسته

از بهر خدا و از پی عشا را

آویخته زو نان ریشه ریشه

مانند درخت دعار وارا

مطرب ز بر خوان بایستاده

ایجان من ای نان زدی دعا را

ما جمله بر آن گرد خوان نشسته

جویان شده نان پاره جدا را

بر خوان بسی نان نشد شکسته

یکتن نشکستیم ناشتا را

گیرم بند آن خود نبیره او

بایست کردی او ز روی ریا را

پس گفت که بر خوانم آفرین گوی

گفتم بگویم ولی کجا را

جای بره و مرغ را ستایم

یا جای خلیلی و مربا را

بر خوان تهی آفرین بگویم

بر من بنویسد ایزد خطا را

در جنگ بنده رنج بیش بری

گر خر کره دازی آشنا را

بر خوانش سزای ثنا ندیدم

جز سید اولاد مصطفی را

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدینخر خمخانه را دو خم شراب
  2. شمارهٔ ۶ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدینخر بدبخت بد بود در خواب
  3. شمارهٔ ۷ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدینهمچو خر سر کنم برای ثواب
  4. شمارهٔ ۸ - در هجاء خمخانه و مدح میر نصر بن ابراهیمخر سر خمخانه را لبیشه کنم لب
  5. شمارهٔ ۹ - در هجاء پیر و مدح صاحب عادلالغ عارض ز . . . ن گربه افتاد
  6. شمارهٔ ۱۰ - در مدح رکن الدین محمود و مطایبهامیر عالم سالار رکن دین محمود
  7. شمارهٔ ۱۱ - در هجاء حکیم نوزدهحکیم نوزده چون بیست و هفتگان بیند
  8. شمارهٔ ۱۲ - در هجاء یاقوتی جولاههیاقوتی جولاهه بمرد و دو پسر ماند
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.