پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۲ - دلبر جانان

باز دیگر ره دل من دلبری جانان گرفت

باز کاری کان بلا بد بر دل و بر جان گرفت

باز بیچاره دلم در جور آن دلبر بماند

باز مسکن جان مسکین کوی آن جانان گرفت

جان و دل را از من آن جانان دلپرور ربود

بوده و نابوده و یاد مرا نسیان گرفت

ساخت کار جان و دل را دلبر جانان ولیک

سوخت از هجران تنم کز هر یکی هجران گرفت

مونس جان و دل من دلبر جانان من

آدمیزاد است لیکن روی و خوی جان گرفت

تا بر او پیدا شوم پنهان شود از من همی

گوئی از من آشکارا جان و دل پنهان گرفت

روی اگر گویم به من بنمای ننماید به من

وای حال آنکه چون من بار نافرمان گرفت

طوف کردم گرد کوی او برای روی او

ناگهان از چشمه های چشم من طوفان گرفت

در میان گریه ناگه آه کردم از جگر

تا همه کویش بر آب و آتش سوزان گرفت

هر چه کردم تا ببینم روی او سامان نشد

کار چون من عاشقی هرگز کجا سامان گرفت؟

بی‌دل و بی‌جان و بی‌جانان و دلبر مانده‌ام

کیست آن کو کار دشوار مرا آسان گرفت

تا نیابم دلبر و جانان نیابم جان و دل

بی‌دل و بی‌جان ز مولانا سبق نتوان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ - عهد و وفاای شده عهد تو بر کینه و پیکار درست
  2. شمارهٔ ۵ - بوی بنفشهیار مرا خط بنفشه زار برآمد
  3. شمارهٔ ۶ - تو چو آهوییغالیه غاشیه زلف پریش تو کشد
  4. شمارهٔ ۷ - خاک زمستانزنده شد خاک زمستان کشته از باد بهار
  5. شمارهٔ ۸ - لعبت بدیعای سرو رسته از طرف جویبار بر
  6. شمارهٔ ۹ - ایدوستما را ز غم عشق تو ایدوست بس آخر
  7. شمارهٔ ۱۰ - عشق و بهارعشق و بهار و فرقت یار و تن نزار
  8. شمارهٔ ۱۱ - لذت عشقعمرم افزونی گرفت از لذت عشق عمر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.