پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۲ - در مدح علاء الدین محمد بن سلیمان

آورد گرد فتح و ظفر پیش چشم ما

باد از رکاب عالی لازال عالیا

گرد از رکاب عالی بر نصرت و ظفر

در دیده رعیت باشد چو توتیا

عالی علاء دولت و دین آنکه تا بحشر

هرگز مباد دولت و دین را جز او علا

حاقان محمد بن سلیمان که ملک او

دارد نهاد ملک سلیمان پادشا

آن پادشا که تا که خدایست نصرتیست

بر دشمنان مراو را هر روز از خدا

ناصر ویست دین خدای و رسول را

نصرت بجز ورا بجهان کی بود روا

نیک آمد و بد آمد خلق خدا ازوست

آن به بود که قدرت و قوت بود روا

چون گند ناز روی زمین دشمنان دین

سر بر زدند از حد چین تا در ختا

دست فلک ربود سر دشمنان دین

از تیغ گندنا شبه او چو گندنا

آنان که بر مخالفت پادشاه دین

بودند دست برده بمکر و بسیمیا

نه سیمیا و مکر بفر همای شاه

زیشان نشان دهد نه زسیمرغ و کیمیا

آن پادشا که هرکه خلافش صواب دید

شمشیر او صواب جدا کرد از خطا

آن پادشا که هیبت زور سپاه او

افکند فتنه در ختن و خطه ختا

دشمن شکر شهی که چو عزم شکار کرد

از هر کجا که روی نهد تا بهر کجا

چون گردناست نیزه آتش سنان او

دشمن چو مرغ گردان در گرد گردنا

یاقوت را شنیدم کز روی خاصیت

دفع وبا کند چو عفونت بود هوا

روی هوا ز لشکر کفار شد عفن

از گونه گونه وسوسه فاسد و هوی

پیکان تیر شاه چو یاقوت سرخ گشت

از خون دشمنان و درافکندشان ز پا

گردافع و با بد یاقوت ور نبود

آرنده وبا بچه معنی شد و چرا

خاقان قضای ایزد باربست از قیاس

بر دشمنان دین همه شور و شر و بلا

خواهند کز قضا و بلا درکشند روی

کارد فرود بر سر ایشان بلا قضا

کوشد اگر بجهد کسی با قضا بجنگ

مغلوب گردد و بودش جهد نابجا

ایزد سزای نصرت مرشاه را گزید

چون شاه عزم کرد بآوردن غزا

نصرت سزای شاه بدو شه سزای او

واقبال ره نمود سزا را سوی سزا

از کردگار نصرت و از شاه کوشش است

از کافران هزیمت و از مؤمنان دعا

دشمن قفای لشکر شه دیده کی کند

مادام تا که دعوت نیکوست در قفا

ایزد خدایگان جهانرا بقا دهاد

بیرون ز حد غایت و بیرون زانتها

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴ - در مدح طغان تکینبسی عطای خدایست بی خلاف و خطا
  2. شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان رکن الدینخدایگان جهانرا خدای داد عطا
  3. شمارهٔ ۶ - در مدح قلج تمغاج خانبسعد اختر میمون مظفر گشت بر اعدا
  4. شمارهٔ ۷ - خدایا مرا دریابای نکودارنده تا اندر جهان داری مرا
  5. شمارهٔ ۸ - در مدح سلطان سنجرعزیز دین و دنیا کرد و جاه افزود صاحب را
  6. شمارهٔ ۹ - در مدح نصیرالدینعاشقی شد رسم و راه و سیرت و آئین مرا
  7. شمارهٔ ۱۰ - در حسب حال خود گویدچو شست گشت کمان قامت چو تیر مرا
  8. شمارهٔ ۱۱ - در موعظه و نصیحتدر این جهان که سرای غمست و تاسه و تاب
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.