پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۶۴

گوهر ار جوئی در این دریا بجو

سر آن درّ یتیم از ما بجو

نقد گنج کنت کنزاً را طلب

هر چه می‌ خواهی بیا از ما طلب

ساقی مستیم و جام می به دست

می خورند از جام ما رندان مست

ملک میخانه سبیل ما بود

آید اینجا هر که او ز اینجا بود

هر کجا رندی است ما را محرم است

هر کجا جامی است با ما همدم است

صورت ما مظهر معنی ماست

این و آن ، دو شاهد دعوی ماست

علم وجدانی است علم عارفان

علم اگر خوانی چنین علمی بخوان

قول ما صدیق تصدیقش کند

آن محقق نیک تحقیقتش کند

تا ننوشی می ندانی ذوق می

تا نگردی وی نیابی حال وی

مستم و خورده شراب بی‌ حساب

هر که بیند گویدم خورده شراب

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶۶ای وجود تو منبع انوار
  2. شمارهٔ ۶۷در هر آن پیرهن که خواهی مرد
  3. شمارهٔ ۶۸چار نور آمد مرا در پیش راه
  4. شمارهٔ ۶۹ده چیز نبی حق به امت
  5. شمارهٔ ۷۰دیدیم وجود جز یکی نیست
  6. شمارهٔ ۷۱چشم عالم روشن است از نور او
  7. شمارهٔ ۷۲عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای
  8. شمارهٔ ۷۳سخن گر ز توحید گوئی به من
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.