پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۶۶

ای وجود تو منبع انوار

وی ضمیر تو مخزن اسرار

ای دل روشن تو چون مرآت

می‌نماید به خلق ذات و صفات

دوش سرّی لطیف فرمودی

ید بیضا تمام بنمودی

از کلام قدیم گفتی گو

که خبر چون قدیم باشد او

یا که تخصیص این کلام به حق

از چه رو می کنی بگو مطلق

باز فرق حدیث و قرآن چیست

دو سخن از یکی است این آن چیست

از چه شد آخر ار کلام خداست

کرمی کن بگوی با من راست

خوش جوابی بگویمت بشنو

عارفانه ز حال کهنه و نو

کون جامع که حادث ازلی است

مجمع فیضهای لم یزلی است

حادث است و قدیم همچو کلام

صورت و معنی است باده و جام

مصحفش جامع کلام اللّه

حضرتش منزل سلام اللّه

احد است و محمد و احمد

از ازل هست و بود تا به ابد

لفظ او جام معنی او می

نوش می کن ز جام او هی‌ هی

آینه کامل است از آن به کمال

می ‌نماید در او جمال و جلا

مجمع جامع الحکم ذاتش

هست سبع المثانی آیاتش

لوح ام ‌الکتاب دفتر او

عقل درسی گرفته از بر او

لاجرم قول او تمام بود

گفته ‌اش جمله با نظام بود

حکم و تخصیص این سخن به خدا

ز‌ان جهت می‌کنم دمی به خود ‌آ

به تعیُن ورا رسولش خوان

به تعین رسول مرسل دان

وحی از جمع او به تفصیلش

آمده از برای تفضیلش

هر کتابی که انبیا گویند

جزوی از کل دفتر اویند

به لسانی که آن لسان حق است

گفته از حق چنانکه آن حق است

چون که جبریل آمده به میان

وحی خوانیم و آن سخن قرآن

هم به الهام خاص حضرت او

سخنش را حدیث قدسی گو

قسم دیگر حدیث او باشد

هر چه گوید همه نکو باشد

به اضافه سه نوع گشت کلام

نیک دریاب این سخن والسلام

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶۸چار نور آمد مرا در پیش راه
  2. شمارهٔ ۶۹ده چیز نبی حق به امت
  3. شمارهٔ ۷۰دیدیم وجود جز یکی نیست
  4. شمارهٔ ۷۱چشم عالم روشن است از نور او
  5. شمارهٔ ۷۲عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای
  6. شمارهٔ ۷۳سخن گر ز توحید گوئی به من
  7. شمارهٔ ۷۴همه محکوم حکم او باشند
  8. شمارهٔ ۷۵اسم اعظم ذات و مجموع صفات
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.