پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۷۰

دیدیم وجود جز یکی نیست

در بودن آن یکی شکی نیست

عالم همه سایهٔ وجودند

بی ‌جود وجود خود نبودند

در سایه وجود می‌ توان دید

بیناست کسی که آنچنان دید

عالم همه جام و جام می ‌می

عینی به ظهور شد من و وی

یک عین به نام صد هزار است

یک ذات و صفات بی‌ شمار است

ما آئینهٔ خدا نمائیم

اما به خدا که ما نه مائیم

تو صورت او و معنیت او

هر دو بنگر که هست یک رو

نه خاص و نه عام این وجود است

هر چند که عین جمله بود است

نه مطلق و نه مقید است او

او را تو یکی بگو و هم دو

نه خارجیش نه ذهنیش خوان

یعنی که اعم از این و آن دان

اما اینها مراتب اوست

یک ذات نگر که بحر و هم جو است

در مرتبه‌ ایش بحر خوانند

در مرتبه‌اش قطره دانند

گه ظلمت و گاه نور دانش

گه خاص و گهی به عام خوانش

یک عین و مراتبش فراوان

در وحدت و کثرت آنچنان دان

اما زان رو که حضرت اوست

نه عام و نه خاص باشد ای دوست

رندانه بیا به بزم مستان

می نوش ز جام می‌ پرستان

ظاهر جام است و باطنش می

از روی وجود جام می‌ می

جام و می عاشقان چنین است

اول آن است و آخر این است

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۷۲عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای
  2. شمارهٔ ۷۳سخن گر ز توحید گوئی به من
  3. شمارهٔ ۷۴همه محکوم حکم او باشند
  4. شمارهٔ ۷۵اسم اعظم ذات و مجموع صفات
  5. شمارهٔ ۷۶گرفتار صورت چو گردد چنان
  6. شمارهٔ ۷۷درد دل از جان بودردا طلب
  7. شمارهٔ ۷۸خوش در آن بحر بیکران بنشین
  8. شمارهٔ ۷۹در این صورت بیا معنی طلب کن
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.