پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۳۹

ز ذوق خود تو را آگاه کردم

بهانه آفتاب و ماه کردم

دوئی بگذار تا باشی یگانه

مراد ما یکی دیگر بهانه

درآ در حلقهٔ رندان سرمست

تو را گر میل ذوق عارفانست

فنا شو تا بقا یابی ز باقی

سبو می کش که یابی لطف ساقی

خراباتست و ما مست و خرابیم

چو رندان اوفتاده در شرابیم

ز بحری قطره ای گفتم عیانش

معانی خوشی کردم بیانش

ز شرک خودپرستی گر برستی

به غیر از حضرت حق کی پرستی

خیال غیر خوابی می نماید

همه عالم سرابی می نماید

به بزم عاشقان ما گذر کن

دمی در چشم مست ما نظر کن

طلب کن گنج اسمای الهی

اگر یابی بیابی پادشاهی

اگر اسم و مسمی را بدانی

به ذوق این شرح اسما را بخوانی

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴۱آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت
  2. شمارهٔ ۴۲عدد از واحد آشکارا شد
  3. شمارهٔ ۴۳یا حبیبی و قرة العینی
  4. شمارهٔ ۴۴به تعیُن اگرچه اشخاصند
  5. شمارهٔ ۴۵عشق مجنون و خوبی لیلی
  6. شمارهٔ ۴۶ما خیالیم و در حقیقت او
  7. شمارهٔ ۴۷همه عالم حجاب و عین حجاب
  8. شمارهٔ ۴۸عارف راز حضرت معروف
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.