پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۴۸

عارف راز حضرت معروف

چون سری سر او به او مکشوف

گفت سی سال شد که تا با یار

می کنم گفتگو درین بازار

من به او گفته ام سخن به خدا

خواجه گوید سخن کند با ما

سخن ما همه بود با دوست

که سمیع و بصیر و دانا اوست

هر که این سمع و این بصر دارد

سخنم سر به سر زبر دارد

بایزید آن همای ربانی

بلبل گلستان سبحانی

بود شهباز آشیانهٔ ما

محو در بحر بیکرانهٔ ما

گفت سلطان صورت معنی

با تو گویم که کیست آن یعنی

بایزید است بایزید یقین

در میان نیست این عجایب بین

از یقین دوئی پدید آمد

نام یک عین بایزید آمد

مژدگانی که بایزید نماند

میل او با یزید هیچ نماند

گر تو فانی شوی بقا یابی

خود از این بی خودی خدا یابی

تو ز هستی و نیستی بگذر

شاید اینجا نایستی بگذر

سایهٔ اوست هستیت ای دوست

بگذر از سایه هر چه هستی اوست

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۰تو منی من تو ام ، توئی بگذار
  2. شمارهٔ ۵۱جو چه جوئی بیا و دریا جو
  3. شمارهٔ ۵۲صفت و ذات بین و اسم نگر
  4. شمارهٔ ۵۳الف و میم و معرفت گفتیم
  5. شمارهٔ ۵۴سخن عارفان به جان بشنو
  6. شمارهٔ ۵۵دو چه گوئی یکی نمی گنجد
  7. شمارهٔ ۵۶عارفانه چو مومن آگاه
  8. شمارهٔ ۵۷ذکر حق ای یار من بسیار کن
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.