پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۵۲

صفت و ذات بین و اسم نگر

گنج و گنجینه و طلسم نگر

در چنین بحر بیکرانه در آ

نظری کن به عین ما در ما

جامی گیتی نما به دست آور

مظهر حضرت خدا بنگر

نقطه اصل گرچه ما دانی

هفت هیکل به ذوق برخوانی

آینه صد هزار می شمرد

در همه آینه یکی نگرد

خواه تنها و خواه ناتنها

گر بود با خدا بود همه جا

گوشهٔ چشم سوی او دارد

نقش او در خیال بنگارد

در گلستان اگر گلی چیند

شیشهٔ پر گلاب را بیند

گر خرد را فروشد آن عاقل

نشود از خدای خود غافل

جزو و کل را باعتبار سپار

کاعتباریست جزو و کل ای یار

جز خدا را احد نمی گوئیم

از احد جز خدا نمی جوئیم

در دو آئینه رو نمود آن یک

دو نماید یکی بود بی شک

غرق آبند عالمی چو حباب

ظاهرش ساغر است و باطن آب

سایهٔ او به ما چو پیدا شد

از من و تو دوئی هویدا شد

اصل و فرعی به همدگر پیوست

هست پیوند ما به او پیوست

سخن عارفان از او باشد

لاجرم قولشان نکو باشد

او به او دیده می شود ای دوست

نظری گر کنی چنین نیکوست

نور رویش به چشم ما بنمود

چون بدیدیم نور او ، او بود

احدی آمده کمر بسته

میم احمد به تخت بنشسته

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۴سخن عارفان به جان بشنو
  2. شمارهٔ ۵۵دو چه گوئی یکی نمی گنجد
  3. شمارهٔ ۵۶عارفانه چو مومن آگاه
  4. شمارهٔ ۵۷ذکر حق ای یار من بسیار کن
  5. شمارهٔ ۵۸تا نگیری دامن رهبر به دست
  6. شمارهٔ ۵۹ای که می پرسی ز ما و حال ما
  7. شمارهٔ ۶۰بشنو اسماء الهی یادگیر
  8. شمارهٔ ۶۱اولا توحید کلی آن اوست
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.