پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۳۴

گرم باش و آتشی خوش برفروز

خرقه و سجاده و هستی بسوز

صورت و معنی به این و آن گذار

دنیی و عقبی به جسم و جان گذار

جام می بگذار و ساقی را طلب

تا چو رندان مستی ای یابی عجب

بعد از آن مستی چو ما هشیار شو

عارفانه بر سر بازار شو

تا ببینی آن یکی اندر یکی

خود یکی باشی و باشی نیککی

هر کجا کنجیست گنجی در وی است

کنج دل بی گنج عشق وی کی است

هر صدف در بحر ما دُر خوشاب

باشد آن حاصل ولی از عین آب

گوهر ار جوئی درین دریا بجو

جوهر دُر یتیم از ما بجو

عین او در عین اعیان رو نمود

چون نظر فرمود غیر او نمود

یک حقیقت صد هزارش اعتبار

آن یکی باشد یکی نی صد هزار

قطره و موج و حباب و جو نگر

عین این دریای ما نیکو نگر

درصد آئینه یکی چون رو نمود

صد نمود اما به جز یک رو نبود

جامی از می پر ز می داریم ما

جرعه ای با غیر نگذاریم ما

در خرابات مغان رندان تمام

می خورند شادی سید والسلام

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۶ابتدای سخن به نام یکی
  2. شمارهٔ ۳۷بیا با ما درین دریا به سر بر
  3. شمارهٔ ۳۸وجودی در همه عالم عیان است
  4. شمارهٔ ۳۹ز ذوق خود تو را آگاه کردم
  5. شمارهٔ ۴۰حمد آن حامدی که محمود است
  6. شمارهٔ ۴۱آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت
  7. شمارهٔ ۴۲عدد از واحد آشکارا شد
  8. شمارهٔ ۴۳یا حبیبی و قرة العینی
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.