پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۱۱

علم ما در علم او عین وی است

علم عالم بی وجودش لاشی است

می دهد ما را وجود از جود خویش

می دهیم او را ظهور از بود خویش

آبروی جام می از وی بود

گرچه وی را هم ظهور از می‌بود

جام در دور است و ساقی در نظر

جام می بستان و ساقی می نگر

یک زمان بر دیدهٔ بینا نشین

شاهد معنی به هر صورت ببین

عالمی از نور او روشن شده

یوسفی پنهان به پیراهن شده

در محیط علم اعیان چون حباب

نقش بسته صورت اسما بر آب

عین ما بر ما اگر پیدا بود

هرچه ما بینیم عین ما بود

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۱۳من ولایت در ولایت دیده ام
  2. شمارهٔ ۱۴با تو گویم نکته ای در نقطه ای
  3. شمارهٔ ۱۵روح اعظم صورت اسم اله
  4. شمارهٔ ۱۶گر تو را دردیست رو درمان بجو
  5. شمارهٔ ۱۷گر به هستی آئی اینجا نیستی
  6. شمارهٔ ۱۸یارم اگر ز سرش نقابی بسته
  7. شمارهٔ ۱۹مظهر اعیان ما ارواح ما
  8. شمارهٔ ۲۰عین ما از حب ذاتی فیض یافت
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.