پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱

هرچه مقصود تو است آن گردد

هرچه گوئی چنین چنان گردد

آفتاب ار چه شب نهان گردد

روز روشن چو شد عیان گردد

دارم امید آنکه هر گوشه

مأمن جمله مومنان گردد

هر فقیری توانگری یابد

پیر از دولتش جوان گردد

همچو من رند مست کی یابد

گرچه گرد جهان روان گردد

رد نگردد به هیچ رو هرگز

هرکه مقبول مقبلان گردد

باش ایمن که ما رها نکنیم

هرکه همراه عارفان گردد

هر معانی که خاطرت خواهد

آن معانی به تو بیان گردد

یار ما دوستدار آل رسول

سرور جمله عاشقان گردد

هر که یابد خبر ز حال وجود

واقف از حال همگنان گردد

نوبهار است منع نتوان کرد

بلبل ار گرد گلسِتان گردد

همه کس دوستدار خود سازد

فارغ از جمله دشمنان گردد

متمکن نشسته با یاران

نه روان گرد این و آن گردد

عارفی کو به مادهد دل را

جان ما در پیش روان گردد

در جهان هر که نعمت الله یافت

سرور جملهٔ جهان گردد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳رندان باده نوش که با جام همدند
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴نقطه ای در الف هویدا شد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷داد جاروبی به دستم آن نگار
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸حی و قیوم و قدیم لم یزل
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹عیسی گردون نشین تابع تو در ازل
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم
همه‌ی قصاید ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.